هرکسی سینمای خودش در نشست فیلم کوتاه تبریز

 سینما تک

هرکسی سینمای خودش در نشست فیلم کوتاه تبریز

هرکسی سینمای خودش در نشست فیلم کوتاه تبریز

نشست پخش و نقد منتخبی از مجموعه فیلم های کوتاه  « هر کسی سینمای خودش » ساخته جمعی از کارگردانان بزرگ سینمای جهان در سال 2007، روز شنبه مورخه 26/11/98 در سالن سینما تک مجتمع سینمایی تبریز برگزار شد.

در ابتدای نشست و پیش از پخش فیلم رشید قربانی مجری-کارشناس جلسه به معرفی این مجموعه پرداخت.

در سال 2007 ژیل ژاکوب دبیر جشنواره کن به مناسبت شصتمین سال تاسیس جشنواره فیلم کن، سفارش ساخت 34 فیلم کوتاه از فیلمسازان مختلف از 5 قاره را می دهد. کارگردانان ملزم به رعایت دو نکته هستند. شرط نخست بازه زمانی فیلم ها است که سه دقیقه تعیین می شود و دوم اینکه موضوع تمامی آثار باید مرتبط با سرشت سینما باشد.

فیلمسازان گردآوری شده برای اینکار طیف متنوعی از جریانات سینمایی را شامل می شدند. از لارنس فون تریه تا عباس کیارستمی، از چن کایگه تا ویم وندرس و... با این حال نکته ای که از نظر فرمی مهم به نظر می آید ، دست و پنجه نرم کردن فیلمسازان نامی با مدیوم فیلم کوتاه است. از این رو که بیشتر این افراد سال ها از مدیوم کوتاه فاصله گرفته بودند.

پس از پخش فیلم و در بخش دوم جلسه، قربانی به نقد فیلم پرداخت.

تمامی آثار این مجموعه کیفیتی یکدست ندارند. ایده ها برخی از آثار نیز در تضاد با زمانبندی الزامی جشنواره است. ایده برخی آثار اساسا تایم بیشتری می طلبد اما به دلیل اینکه تمامی آثار روند تولید حرفه ای و قدرتمندی داشته اند، با استفاده از امکانات تکنیکیال تونسته اند ضعف هایشان را پنهان کنند. از سوی دیگر تعدای از آثار نیز نگاهی به شدت نوستالژیک و غمخوارانه به پایان عصر آنالوگ و تغییر شکل ساختن و دیدن سینما در عصر دیجیتال دارند. با اینحال دسته ای از آثار در کنار متناسب بودن ایده برای مدیوم کوتاه ، سعی در ایجاد بداعت های بیانی نیز داشته اند.

در ادامه جلسه هشت اثر منتخب نمایش داده شده از این مجموعه بررسی شدند.

- رومئو ی من کجاست؟ (عباس کیارستمی)

کیارستمی این فیلم کوتاه را از دل فیلم بلند شیرین استخراج کرده است. در شیرین تعداد زیادی از بازیگران زن ایرانی در سالن سینما در حال تماشای فیلمی بر اساس داستان خسرو و شیرین هستند. در طول فیلم صحنه ای از خسرو و شیرین را نمی بینم و تنها صدای فیلم را می شنویم. آنچه می بینیم تجلی احساسات زنان از تماشای فیلم است. در اینجا کیارستمی بجای داستان نظامی گنجوی ، سکانس فینال فیلم رومئو و ژولیت ساخته فرانکو زفیرلی را گنجانده است. ایده تماشایِ تماشاگران یک فیلم و همزمانی صدای (پیش برنده داستان) و تصویر (تاثیر داستان در مخاطب) در نسخه بلند به تجربه ای ملال انگیز تبدیل شد ولی بنظر می آید در شکل کوتاه قابل تاملتر و گیراتر است. نکته غافلگیرکننده، کات پایانی کیارستمی به بازی نیکو خردمند در راستای دغدغه های فاصله گذارانه متدوال در سینمای کیارستمی است.

- ریخته گری (آکی کوریسماکی)

فیلم کوریسماکی از یک بینامتنیت سود می جوید. شروع فیلم در کارخانه ای ریخته گری است. مطابق سنت سیمایی آثار وی، با نماهایی ایستا و بازی های به عمد سرد و فضاسازی های استیلیزه مواجه ایم. راس ساعت دوازده کارگران کارخانه دست از کار کشیده و به سمت اتاق نمایش فیلم می روند. فیلمی که روی پرده نمایش پیدا می کند، فیلم خروج کارگران  از کارخانه اولین ساخته برادران لومییر و اولین فیلم به نمایش در آمده روی پرده در تاریخ سینما به سال 1895 است. کوریسماکی همچون فیلم های بلندش، نما را دیر کات میزند و چند ثانیه پس از انجام کنش نیز روی چهره کاراکترهایش باقی می ماند. طنز پوچ و سرد آثارش در این فیلم کوتاه نیز نهفته است. اولین تصویر بر پرده تابیده شده تاریخ سینما از کارگران است حال آنکه با بسط و گسترش سینما تصویر این قشر بر پرده سینما به حاشیه رانده شد!

- دهکده ژانخیو (چن کایگه)

کایگه در سینمای چین با آثاری مستقل و کوچک همچون زمین زرد شروع کرد اما رفته رفته مسیر فیلمسازی وی تغییر کرد و رو به ساخت حماسه های ملی از تاریخ امپراطوری چین آورد. به نوعی سینمای اولیه او با سینمای متاخرش، تفاوتی بنیادین دارد. فیلم کوتاه وی بیشتر متمرکز بر دوره دوم است. نوشته 1977 و تصاویر فیلم در دکورهای معماری سنتی چین، که کودکانی در حال تماشای دزدانه فیلم سیرک ساخته چارلی چاپلین هستند با تصویر سیاه و سفیدش، همگی به عمد بجای ساخت یه فضای تاریخی واقعی بر یک تصویر نوستالژیک از ایامی سپری شده با امکانات مالی اندک تاکید دارد. حال آنکه پلان پایانی فیلم و حضور کاراکتر در یک سینمای مجلل با نوشته سال 2007 در تصویر در راستای ساخت تصویر مدرن و جذاب از امروز چین است. بعبارت بهتر چینی با معماری سنتی و اِلِمان های شرق دورش در این فیلم کوتاه تصوری نوشتالژیک و مربوط به گذشته بسیار دور بوده از این منظر شاید فیلم کایگه در بین همه آثار ایدئولوژیکترین فیلم به حساب می آید.

- خانه پرنسس برقی (هو شیائو-شین)

از نظر فرمی این فیلم شیائو-شین بیشترین جنبه بدعتگرایانه را دارد. فیلم با تصویر سردر سینما و پوسترهای فیلم های گیشه ای سالهای دور سینمای هنگ کنگ آغاز می شود. در یک نمای باز با ورودی سالن سینما مواجه ایم و جمعیتی که پیرامونش در آمد و رفت و کسب معاش اند. فیلم به مثابه یک عکس مستند عمل می کند و جایگاه سینما را در دوره ای که رسانه های دیگر همه گیر نشده بودند نشان می دهد. از یک نمای باز به آرامی حرکت و به خانواده ای که وارد سالن سینما می شوند نزدیک می شویم. از باز به بسته. کل فیلم در یک پلان به تصویر کشیده می شود. با ورود دوربین به سالن به ناگاه همه چیز تغییر پیدا می کند. پلان- سکانس دوربین ما را از گذشته به حال می آورد. سالن مخروبه و خالی همچون شهر ارواح است تصویری که شاید برای مخاطبین ایرانی بسیار قرابت داشته باشد.

- سرگرمی ها (لارنس فون تریه)

فن تریه در این فیلم کوتاه ایده درخشانی متناسب با مدیوم فیلم کوتاه ارائه می دهد. یک تماشاگر مزاحم! افرادی که در سالن سینما مدام از فیلم (یا حتی غیر از فیلم) صحبت می کنند و حواس تماشاگران دیگر را پرت می کنند. در اینجا تماشاگر خود فن تریه و فیلم روی پرده نیز متعلق به اوست. گویی فون تریه با رسانه سینما انتقامش را از تماشاگرانی این چنین میگیرد. نکته اصلی فیلم نمایش خشونت به شکل ناتورالیتس با دوربین ناظر است که در اکثر آثار بلند وی نیز به چشم میخورد.

- یک روز کامل (تاکشی کیتانو)

فیلم کیتانو به غایت به سینمای کوتاه دهه های 1950 و 1960 میلادی نزدیک است. نوعی از سینما که در سال های دهه های 1350 ه.ش در انجمن سینمای آزاد ایران و دهه 1360 و 1370 ه.ش در انجمن سینمای جوانان ایران پیگیری می شد. یعنی فیلم هایی با حداقل کلام و تکیه روایت فیلم تنها بر تصویر. داستان ساده و به تناسب مدیوم کوتاه است. مردی با دوچرخه به سینمایی قدیمی وفرسوده که در دشتی بیکران واقع شده می آید. آپارات سینما همچون تمامی عناصر دیگر سالن، وضعیتی بغرنج دارد و مرد عملا بعد از ساعت ها حضور (در یک بازه زمانی از ظهر تا غروب) تنها دقایقی اندک از بخش های مختلف یک فیلم را میبیند. در پایان که از سالن سینما دست خالی خارج شده است، دوچرخه اش را نیز ربوده اند وباید راه آمده را پیاده بازگردد.

با فیلمی مواجه ایم که در ظرف سه دقیقه، داستانی با شروع، میانه و پایان روایت می کند و به جرات در بین تمامی آثار، اثر کیتانو تنها اثری است که کاملا قائم بذات است و به عنوان یک فیلم کوتاه خوش ساخت، خارج از این مجموعه نیز، توانایی ارتباط با مخاطب دارد.

- جنگ در صلح (ویم وندرس)

ویم وندرس در سالهای اخیر فاصله اش را با سینمای داستانی بیشتر کرده و بیشتر در سینمای مستند مشغول به کار است. این فیلم نیز انعکاسی از تصاویر اسنادی مورد علاقه وندرس است. در بین این مجموعه اثر وندرس تنها اثر مستند به شمار می آید. این امر وضعیت سینمای مستند را در بین حتی مخاطبان نخبه یک جشنواره مهم سینمایی، نشان می دهد.  وندرس دوربینش را به شاخ آفریقا می برد جایی که فقر، درگیری های داخلی، استبداد های داخلی ، بی سوادی و استثمار خارجی عملا شرایطی نیمه جنگی برای مردان کشورهای بخش مرکزی آفریقا وجود آورده است. وندرس جایی را به تصویر می کشد که در زمان کنونی نیز داشتن سالن سینما در آن، یک شوخی تلخ به حساب می آید و مردمانی در زندگی نکبت بار در یک اتاق محقر و نیمه ویرانه در حال تماشای فیلمی جنگی در یک تلویزیون کوچک قدیمی هستند. حال انکه چهره این مردمان خود بهتریتن سوژه تصویری برای نشان دادن جنگ است تا آن فیلم کذایی پخش شده از تلویزیون فکستنی.

- شبِ فیلم (ژانگ ییمو)

برخلاف چن کایگه که چین امروز را شکیل و مدرن نشان می دهد، ژانگ ییمو از نشان دادن چهره واقعی روستای معاصر در چین امروزی و نبود سالن سینما و امکانات رفاهی، ابایی ندارد. داستان فیلم ییمو نیز مانند کیتانو روایتی است کامل با آغاز و میانه و پایان. ولی برخلاف اثر کیتانو که طنزی گزنده دارد، نگاه ییمو به تناسب شخصیت اصلی داستانش، پر از شور و هیجان کودکانه است. قصه فیلم درباره آمدن یک سینمای سیار به روستا برای نمایش فیلم و شور و شوق یک کودک خردسال از حضور گروه است. این شور و تکاپو به حدی زیاد است که با فرا رسیدن شب و زمان نمایش فیلم ، کودک را خواب در بر میگیرد.

با وجود استفاده فراوان از کلیشه ها و نوستالژی ها، فیلم ییمو اثری یکدست است.

تعداد بازدید: ۶۰۵